ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

128

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) زمين نهادند و آنان بر جنازه‌اش نماز گزاردند و سپس جنازهء او را از درى كه مخصوص جنازه‌ها بود و آن در به طرف سكوهاى خارج مسجد بود ، بيرون بردند ، به همسران پيامبر ( ص ) خبر رسيد كه مردم بر اين كار خرده گرفته و گفته‌اند نبايد جنازه را وارد مسجد كرد . عايشه چون شنيد گفت : مردم شتابان در امورى كه به آن علم ندارند بر ما خرده مىگيرند چنان كه مىگويند چرا براى خاطر ما جنازه‌اى را به مسجد آورده‌اند و حال آنكه پيامبر ( ص ) بر جنازهء سهيل بن بيضاء داخل مسجد نماز گزارد . سعيد بن منصور از فليح بن سليمان ، از صالح بن عجلان ، و محمد بن عباد بن عبد الله از عباد بن عبد الله بن زبير نقل مىكند عايشه دستور داد جنازهء سعد بن ابى وقاص را از داخل مسجد و از كنار حجرهء او عبور دهند و به او خبر رسيد كه مردم در اين باره خرده گرفته‌اند . گفت : مردم چه شتابان سخن مىگويند ، به خدا سوگند پيامبر ( ص ) بر جنازهء سهيل بن بيضاء نماز نگزارد مگر در داخل مسجد . فضل بن دكين از خالد بن الياس ، از صالح بن يزيد آزاده كردهء اسود نقل مىكند كه مىگفته است پيش سعيد بن مسيب بودم ، على بن حسين ( ع ) از كنار ما عبور كرد و پرسيد بر سعد بن ابى وقاص كجا نماز گزارده شد ؟ گفت : ميان مسجد و تا نزديك حجرهء همسران رسول خدا ، جنازه را بردند كه آنان پيام داده بودند ما نمىتوانيم بيرون آييم و بر جنازهء سعد نماز بگزاريم اين بود كه جنازهء او را وارد مسجد كردند و كنار حجره آوردند و زنان بر او نماز گزاردند . واقدى از بكير بن مسمار و عبيده دختر نائل از عايشه دختر سعد بن ابى وقاص نقل مىكند كه مىگفته است پدرم در خانهء خود در عقيق كه در ده ميلى مدينه است درگذشت و او را بر دوش مردان به مدينه آوردند و مروان بن حكم كه در آن هنگام فرماندار مدينه بود بر جنازه‌اش نماز گزارد و اين در سال پنجاه و پنج بود و به هنگام مرگ هفتاد و چند سال داشت . [ 1 ] واقدى مىگويد : همين تاريخ صحيح‌تر تاريخى است كه براى وفات سعد بن ابى وقاص براى ما نقل كرده‌اند . گويد : سعد بن ابى وقاص از عمر و ابو بكر روايت نقل مىكرده است .

--> [ 1 ] . قبلا گفته بود به هنگام مسلمان شدن هفده ساله بوده است ، اگر اسلام سعد در سال اول مبعث بوده است بايد به هنگام مرگ هشتاد و پنج ساله باشد نه هفتاد و چند ساله . - م .